آیلند / بیماری های

تماس با ما
بیماری
پلک و مجرای اشکی

پلک و مجرای اشکی

اشک توسط غددی که در پشت و درون پلکها است ساخته شده، سطح چشم را مرطوب نگاه می دارد. وظیفه اصلی اشک در کنار مرطوب نگاه داشتن چشم، پاکسازی سطح چشم، ممانعت از اتصال و رشد عوامل عفونت زا و اکسیژن رسانی و تغذیه سطح قرنیه است. در نهایت از طریق کانالهایی که مجرای اشکی نامیده می شوند و از قسمت داخلی هر پلک تا داخل بینی امتداد دارند، تخلیه می شود. عدم خروج طبیعی اشک از این مجاری موجب اشک ریزش می گردد.

علل:

ترشح بیش از حد اشک به شکل اولیه و خودبخودی علتی نادر است ولی افزایش ترشح می تواند بدلیل تحریک دائم سطح چشم و یا وابسته به حالات روانی رخ دهد. از علل دیگر اشک ریزش،غیرطبیعی بودن محل قرار گرفتن پلکها و یا عوامل محرک در چشم می باشد. حالت برگشتن مژه ها و پلک به سمت داخل چشم (انتروپیون) می تواند سبب تحریک چشم شده و تولید اشک را افزایش بخشد. برگشت پلک به سمت خارج (اکتروپیون) نیز می تواند سبب آبریزش از چشم شود. زیرا در این حالات اشکها قادر نیستند از سوراخی که جهت خروج اشک در انتهای داخلی هر پلک وجود دارد (پانکتوم) به داخل کانال اشک جریان پیدا کنند. التهاب و عفونی شدن لبه پلک (بلفاریت) با ایجاد احساس شن ریزه و سوزش در چشم نیز می تواند سبب افزایش تولید اشک شود.

علت شایع دیگر و مهم اشک ریزش تنگی و یا انسد مجرای تخلیه اشک از چشم به بینی است. این حالت عمدتاً در کودکان مادرزادی می باشد. بعضی اوقات در کودکان، کانالهای اشکی به طور مناسب تشکیل نشده است بنابراین جریان اشکی مسدود شده و طفل دچار آب ریزش از چشم میگردد. (شکل ۶-۲) در بالغین به خصوص در خانمها انسداد کانال اشکی، اکتسابی است. این امر می تواند به دنبال ضربه به صورت و چشم، عمل جراحی سینوس و بینی و یا مصرف برخی داروها رخ دهد. گاهی بدلیل عدم معاینات دقیق چشم قبل از اعمال جراحی زیبایی پلکها و ابروها، پس از عمل اشکریزش رخ می دهد.

در بعضی موارد خاص، اشکریزش هنگام صرف غذا اتفاق می افتد که در پزشکی اصطلاحاً به اشک تمساح معروف است. این حالت در مواردی که فرد به بیماری به نام فلج بلز مبتلاست دیده می شود.

علائم و نشانه ها:

اشک ریزی عمده ترین علامت در بیماران می باشد. گاهی تجمع اشک در چشم سبب تارشدن دید شده و بیمار به این علت مراجعه می کند. در بعضی مواقع نیز این انسداد منجر به عفونت و ترشحات چرکی و چسبنده می شود. عفونت ممکن است سبب برآمدگی پوست در ناحیه کیسه اشکی در بخش داخلی چشم گردد (داکروسیستیت). این حالت در نوزادان و خانمهای یائسه بیشتر دیده شده و بیشتر اوقات يكطرفه است.

تشخيص:

با یک آزمایش ساده توسط پزشک با شستشوی مجرای اشکی با سرم میتوان از انسداد مجرای اشکی آگاه شد. قطره های بی حسی در داخل چشم ریخته شده و سپس یک لوله ظريف در داخل کانال اشکی در زاویه داخلی پلک گذاشته می شود. سرم نمکی به داخل لوله تزریق می شود. در صورت باز بودن کانال، محلول نمک تزریق شده به بینی تخلیه و سپس به گلو راه پیدا می کند. اگر شوری نمک در پشت گلوی فرد حس نگردد، کانال مسدود است. (شکل ۲-۲) تزریق توسط سرنگ سبب باز شدن قسمت مسدود شده نمی شود. اگر آب ریزش از چشم مشکل ساز شده است، ممکن است برای باز کردن کانال اشکی به یک عمل جراحی که داکریوسیستورینوستومی (DCR) نامیده می شود، احتياج باشد.

پیشگیری و درمان:

در بعضی از اطفال، مجاری اشکی مسدود، به مرور زمان باز خواهند شد. در غیر این صورت ممکن است کودک به جراحی نیاز داشته باشد. پزشکان معمولا برای تصمیم گیری در مورد جراحی تا سن ۱۲-۱۰ ماهگی صبر می کنند. در طول این مدت در صورت قرمزی و عفونت چشم برای کودک قطره یا پماد چشم تجویز می شود. در صورتی که چشم کودک بطور مداوم چسبناک بوده ولی قرمز نیست میتوان چشمها را با پنبه تمیز آغشته به آب جوش سرد شده، شستشو داد.

در مراحل اولیه در ۹۰٪ کودکان با ماساژ دادن صحیح و استفاده از قطره ها و یا پماد موضعی تجویز شده مجرای اشکی خودبخود باز می شود. در صورت عدم باز شدن مجرا یا عفونت های مکرر یک جراحی کوچک تحت بیهوشی عمومی سبک انجام می شود که احتیاج به بستری در بیمارستان نداشته و کودک در همان روز ترخیص خواهد شد. در طول عمل توسط میله فلزی کوچک و ظریف داخل کانال اشکی در زاویه داخلی پلک تحتانی گذاشته می شود تا مسیر را باز کرده تا اشک به داخل بینی جریان پیدا کند. گاهی نیاز است که یک لوله هم در مجرای اشکی کارگذاری شود.                                      

 بلافاصله بعد از عمل جراحی، جهت محافظت از عفونت،قطره آنتی بیوتیک چشمی داده می شود. اگر بعد از گذشت چند ماه هنوزچشم کودک دچار آب ریزش باشد، عمل جراحی باید مجدداً صورت گیرد. بعضی اوقات برای جلوگیری از بسته شدن مجدد کانال اشکی، در داخل آن یک لوله پلاستیکی گذاشته میشود. این لوله را می توان بعد از گدشت چند ماه، به شکل سرپایی برداشت.

در بزرگسالان اگر مدخل ورودی کانال اشکی بسیار باریک باشد، اشک نمی تواند به داخل کانال اشکی وارد شود.بنابراین می توان با بی حس کردن موضعی توسط قطره های بی حسی مدخل ورودی کانال اشکی را با استفاده از وسیله ای مخصوص،گشاد تر کرد. لازم به ذکر است که میل زدن مجرای اشکی بزرگسالان جهت تشخیص محل انسداد است و جنبه درمانی ندارد. درمان انسداد مجاری اشکی دربزرگسالان در اکثریت موارد به ایجاد راه ارتباطی ثانویه ای بین مجرای اشکی و بینی جهت تخلیه اشک نیاز خواهد داشت(داکریوسیستورینوستومی).

عمل DCR به دو روش خارجی(از روی پوست)و داخل بینی با استفاده از آندوسکوپ انجام می شود.در روش اول یک برش کوچک در پوست کنار بینی داده می شود و یک کانال جدید اشکی با برداشتن تکه کوچکی از استخوان بینی درست می شود.یک لوله پلاستیکی نازک و نرم از مدخل ورودی کانال اشکی در قسمت زاویه داخلی پلک فوقانی و تحتانی،از طریق کانال جدید به داخل بینی قرار داده می شود.

این لوله برای جلوگیری از بسته شدن مجدد کانال چند هفته تا چند ماه در محل خود باقی می ماند و در زمان لازم به راحتی در بخش سرپایی برداشته میشود. این روش بطور متوسط به میزان ۹۵٪ موفقیت دارد.

روش دوم با استفاده از فیبر نوری (اپتیک) نرم و قابل انعطافی که آندوسکوپ نامیده می شود، انجام میگردد. در این روش میله آندوسکوپ از بینی به سمت بالا هدایت شده و با استفاده از یک وسیله مخصوص، مجرای مناسب در استخوان بینی ایجاد می شود. با استفاده از این تکنیک هیچ سوراخ و اسکاری روی پوست بینی به وجود نخواهد آمد. موفقیت در این روش در حدود ۷۵٪ است.

می توان از لیزر و امواج رادیویی نیز جهت باز نمودن بافتها و اتصال راه مجرای اشکی و بینی استفاده نمود. پس از مشورت با پزشک متخصص چشم و جراح مجاری اشکی میتوان نوع عمل خود را انتخاب کرد.

توصیه ها:

در چند روز اول بعد از عمل جراحی، باید از فین کردن و انجام کارهای سنگین پرهیز شود.

باید دو هفته قبل از عمل جراحی داروهایی مثل دیکلوفناک، آسپرین، بروفن و وارفارین که شانس خونریزی حین عمل یا پس از آن را افزایش می دهند قطع شود. در صورت نیاز می توان از روز بعد از عمل مصرف آنها را مجددا شروع کرد.

اکتروپیون به برگشتگی لبه پلک تحتانی و مژه ها به سمت بیرون اطلاق می شود که معمولا دو طرفه است.

علل:

در کنار علل مادرزادی، شایعترین علت اکتروپیون، شل شدن بافت پلک (عضله حلقوی دور چشم) در اثر افزایش سن است ولی در مواردی بدنبال فلج عصب هفتم صورت، تومورهای پلکی، بیماریهای پوستی (مثل درماتیت)، سوختگی واسکار، و درگیری پلک نیز رخ میدهد.

علائم و نشانه ها:

از آنجایی که در این بیماری، کره چشم بطور کامل بسته نشده و در معرض هوا قرار می گیرد بیمار از ناراحتی و سوزش چشم شکایت دارد. بعلت برگشتگی لبه پلک به سمت بیرون تخلیه اشک بطور کامل انجام نشده و یکی از دیگر شکایات بیمار اشک ریزش خواهد بود. همچنین بدلائل فوق احتمال صدمه به سطح چشم نیز وجود دارد.

تشخيص:

با مراجعه به چشم پزشک و انجام معاینات قابل تشخیص است.

پیشگیری و درمان:

برای درمان این بیماران جراحی ترمیمی نیاز است. از پماد های مرطوب کننده چشم و قطره اشک مصنوعی نیز جهت از بین بردن علائم و پیشگیری از عوارض استفاده می شود. جراحی می تواند تحت بی حسی موضعی انجام شود. در این عمل طی ۴۵ دقیقه، لبه پلک محکم شده و شل شدگی پلک اصلاح می شود. (شکل ۵-۲)

در صورتی که مجاری اشکی صدمه دیده باشند احتمال ادامه اشک ریزی وجود خواهد داشت لذا گاهی انجام عمل جراحی دومی جهت اصلاح مجاری اشکی الزامی است. موارد خفیف اکتروپیون ممکن است با انجام کوتر توسط پزشک بهبود یابد.

توصیه ها:

بیمار می بایست دو هفته قبل از عمل جراحی داروهایی مثل آسپیرین، دیکلوفناک، بروفن و وارفارین را که شانس خونریزی حین عمل یا پس از عمل جراحی را افزایش میدهند قطع نماید. می توان در صورت نیاز مصرف آنها را مجدداً روز بعد از عمل شروع کرد.

 به برگشتگی حاشیه و مژه های پلک فوقانی یا تحتانی به سمت داخل چشم انتروپیون اطلاق می شود.

علل:

 شایعترین علت این بیماری شل شدن ساختمانهای نگهدارنده قوام پلک است که در نتیجه افزایش سن و پیری رخ می دهد. از سایر علل انتروپیون می توان به ایجاد اسکار بر روی پلک خصوصاً بدنبال بیماریهای التهابی از قبیل تراخم و یا سوختگی وعلل مادرزادی نام برد.

این عوامل می توانند هر دو پلک بالایی یا پایینی را درگیر کنند.نوع مادرزادی این بیماری بسیار نادر است. نوع وابسته به سن از انتروپیون همیشه پلک تحتانی را در گیر می کند و درگیری پلک فوقانی در اکثریت موارد ناشی از تراخم و بیماریهای قدیمی غشاء ملتحمه چشم است

علائم و نشانه ها:

حالت تحریک پذیری، ناراحتی، احساس وجود جسم خارجی در چشم، اشک ریزش و قرمزی ناشی از برگشتگی مژه ها به داخل چشم و تحریک سطح کره چشم بوده و در مواردی بدلیل عوارضی مثل آسیب و زخم قرنیه و عفونت خواهد بود.

تشخيص:

با مراجعه به پزشک و انجام معاینات قابل تشخیص خواهد بود.

پیشگیری و درمان:

برای درمان این بیماری انجام جراحی لازم است. بهتر است جراحی قبل از اینکه مژه ها به سطح چشم آسیب بزنند صورت گیرد. در طی زمانی که بیمار منتظر جراحی است از نوارهای چسب مخصوص جهت پایین نگه داشتن پلک به سمت پایین استفاده میشود که بطور موقت علائم را تسکین می دهد.

درمان موقتی دیگر تزریق سم بوتولینوم (بوتاکس) به پلک می باشد که از برگشتگی پلک به داخل چشم جلوگیری می کند. این درمان به مدت ۲ تا ۳ ماه موثر است.

استفاده از موارد ذکر شده در بر گشتگی پلک فوقانی موثر نبوده و در صورت درگیری این پلک درمان فقط جراحی است.

جراحی معمولا تحت بی حسی موضعی انجام شده و طی حدود ۴۵ دقیقه پلک تحتانی محکم و شل شدگی پلک اصلاح می گردد. شانس عود بیماری در تعداد معدودی از بیماران وجود دارد، که در این صورت برای اصلاح وضعیت پلک معمولاً روشهای جراحی دیگری بکار گرفته می شود.

توصیه ها:

بیمار می بایست دو هفته قبل از جراحی داروهایی مثل آسپیرین، دیکلوفناک، بروفن و وارفارین که شانس خونریزی حین عمل یا پس از جراحی را افزایش می دهند، قطع نماید. می توان در صورت نیاز مجددأ روز بعد از عمل مصرف آنها را شروع کرد.

درگیری غده تیروئید و چشم با منشأ اختلال سیستم ایمنی بوده و با بی نظمی در ترشح هورمون های تیروئید مشخص می شود. گاهی درگیری منحصر به چشم یا غده تیروئید و گاهی مربوط به هردو است. این بیماری غالباً زنان را گرفتار می کند.

علل:

معمولاً به دنبال پرکاری، کم کاری و حتی طبیعی بودن عملکرد غده تیروئید اختلالات چشم به وجود می آید.

علائم و نشانه ها:

پف آلودگی متقارن و یاغیر متقارن در پلکها، بیرون زدگی تدریجی کره چشم به صورت متقارن و یا غیرمتقارن،

حالت خیرگی در چشمها به علت بازشدن زیاد از حد پلکها و بارز شدن سفیدی بخش فوقانی و تحتانی کره چشم که در نگاه به پایین تشدید می شود به همراه سایر علائم جسمی مربوط به اختلالات تیروئید از تظاهرات این بیماری هستند.

دوبینی افقی و یاعمودی در هنگام باز بودن هردو چشم و کاهش دید در مراحل پیشرفته از دیگر علائم آشکار این بیماری میباشد. شدت بیماری میتواند به صورت خفیف در مراحل اولیه و یا شدید در مراحل پیشرفته باشد. ممکن است احساس شن ریزه و جسم خارجی، سوزش و آب ریزش از چشم و نورهای درخشان برای بیمار آزاردهنده باشد.

به علت پوشیده نشدن قرنیه توسط پلکها در موارد شدید و قرار گرفتن آن در معرض هوا ممکن است خشکی، زخم و در نهایت سوراخ شدن قرنیه ایجاد شود.

تشخیص:

تشخیص قطعی این بیماری صرفاً از روی علائم بالینی صورت می پذیرد. برخی از تست ها مانند سی تی اسکن، ام آر آی و آزمایش خون به تشخیص کمک می کنند. در طول پیگیری و درمان گاهی نیاز به انجام تستهای مختلف به تناوب وجود دارد که در تعدیل داروها و یا تصمیم گیری های درمانی موثر می باشد.

پیشگیری و درمان:

اگر چه درمان اختلال غده تیروئید تاثیر مستقیمی روی بیماری چشمی وابسته به تیروئید ندارد ولیکن اختلال غده تیروئید حتماً بایستی توسط پزشک متخصص غدد تحت بررسی قرار گیرد. نوع و شدت علائم چشمی متفاوت بوده لذا نوع درمان نیز متفاوت است. گاهی فقط نیاز به مرطوب نگه داشتن چشمها با قطره اشک مصنوعی میباشد. در سایر موارد باید بصورت دراز مدت از کورتون و یا داروهای ضد ایمنی استفاده کرد. گاهی نیز جهت اصلاح دوبینی، برداشتن فشار روی عصب بینائی و کم کردن بیرون زدگی چشم نیاز به جراحی از نظر درمانی وجود خواهد داشت. در زمان تثبیت بیماری، اعمال جراحی زیبایی برای اصلاح پلک و بیرون زدگی چشمها (جراحی دکمپرسیون اوربیت) مورد نیاز است. عضلات و بافت متورم شده در پشت چشم با ایجاد فشار روی عصب بینایی که سیگنال و پیام ها را به سمت مغز میبرد، سبب اختلال بینایی می شوند  که می بایست فوراً با پزشک متخصص چشم تماس حاصل شود. زیرا ممکن است برای کاهش فشار وارد شده بر روی عصب بینایی، احتیاج به درمان اورژانسی با دوز بالای کورتون، رادیوتراپی و یا عمل جراحی وجود داشته باشد.

دوبینی نیز با محدودیت حرکات چشم در اثر شروع اسکار و تورم عضلاتی که چشم را حرکت می دهند به وجود می آید. استفاده از صفحات پلاستیکی موقتی شفاف هرمی شکل روی عینک (شکل ۱۲-۲)، می تواند با یکی کردن دو تصویر کمک کننده باشد، ولی اگر حرکات چشم خیلی محدود شده باشد، به عمل جراحی روی عضلات چشم احتياج می شود. تطابق نهایی عضلات معمولاً تحت بی حسی موضعی انجام می شود، بنابراین در حین معاینه، بیمار باید زمانی که دوبینی ناپدید شد به پزشک متخصص چشم خود اطلاع دهد.

توصیه ها:

کشیدن سیگار طبق شواهد علمی باعث تشدید بیماری می گردد، لذا اولین قدم باید ترک سیگار باشد.

استفاده از عینک آفتابی نیز توصیه می شود.

تمام بیماران با اختلالات غده تیروئید (کم کاری و پر کاری) که علائم چشمی ندارند باید جهت معاینه پایه و اولیه به چشم پزشک مراجعه نمایند. بیماری چشمی وابسته به تیروئید در ۳۰٪ موارد، ماهها تا سال ها زودتر از اختلال غده تیروئید ظاهر می شود. در ۱۰٪ موارد در طی زمان هیچ گونه اختلالی در غده تیروئید پیدا نمی شود. لذا در صورت وجود اختلال در کار غدد تیروئید و یا بروز علائم ذکر شده در چشم، معاینه توسط چشم پزشک ضروری می باشد.

در طول روز استفاده از اشکهای مصنوعی و در طول شب استفاده از پمادهای لوبریکانت و روان کننده مانع از خشک شدن چشم میشود

درمان داروئی معمولا چند ماه به طول می انجامد، لذا از تغییر دادن میزان دارو و یا قطع ناگهانی دارو حتماً خودداری شود. در صورت بروز هرگونه عارضه ناشی از مصرف دارو باید با پزشک مربوطه تماس گرفته شود. از تنظیم خودسرانه دارو خودداری گردد.

گاهی علیرغم کنترل اختلالات غده تیروئید، علائم بالینی بیماری چشمی پیشرفت کرده که باید مستقلاً تحت درمان قرار گیرد. بنابراین کنترل غده تیروئید و بیماری چشمی وابسته به تیروئید کاملاً دو مورد مستقل از هم می باشند.

اعمال جراحی برای ظاهر به وجود آمده در سه منطقه حدقه، عضلات چشمی و پلکها در سه مرحله زمانی انجام می گیرد.

تریکیازیس به حالتی گفته میشود که بر خلاف حالت طبیعی مژه ها به سمت خارج برنگشته و در واقع رو به داخل رشد می کنند بر روی سطح کره چشم سائیده میشوند.

علت:

چنانچه وضعیت طبیعی پلک تغییر کرده به سمت داخل برگردد و مژه ها نیز به سمت داخل متمایل شوند تریکیاز ایجاد خواهد شد. صدمات وارد شده به پلک می تواند منجر به تریکیازیس شود خصوصاً اگر موجب برگشتگی لبه پلک گردد. در صورتی که به جراحات پلک اجازه داده شود تا در وضعیت غیر طبیعی بهبود یابند ممکن است مژه ها را مستعد به رشد به سمت داخل و موجب سائیده شدن آنها بر روی چشم گردد. برگشتن لبه پلک به سمت داخل یا انتروپیون نیز از عوامل ایجاد این حالات است.

تریکیاز همچنین ممکن است بر اثر وضعیت نادری به نام دیستیکیاز يعني وجود ردیف اضافی از مژه ها بر روی پلک ایجاد گردد. این مژه های اضافی ممکن است به سمت داخل رشد کرده و موجب بروز تریکیاز گردد.بلفاریت نیز از عوامل مستعد کننده پلک در ایجاد تریکیاز است.

علائم و نشانه ها:

احساس تحریک چشم، اشک ریزش، قرمزی چشم، ناراحتی هنگام نگاه کردن به نور زیاد و در موارد شدید درمان نشده سائیدگی شدید چشم که منجر به زخم قرنیه می گردد از علائم و عوارض این بیماری هستند. عدم درمان به موقع سائیدگی و زخم قرنیه ممکن است نهایتاً منجر به از دست دادن بینایی گردد.

پیشگیری و درمان:

بسته به تعداد مژه های درگیر و ترجیح بیمار روش های متفاوتی جهت درمان تریکیاز وجود دارد.

۱- اپیلاسیون: در صورتی که تنها ۱ یا ۲ مژه درگیر باشند، می توان با کندن مژه های درگیر که اپیلاسیون نامیده می شود به بیمار کمک کرد. این روش موقتی است زیرا مژه ها مجدداً رشد خواهند کرد.

٢- الکترولیز: روش دیگر از بین بردن مژه های درگیر، تخریب مژه ها با استفاده از جریان الکتریسیته است. این روش را می توان در بخش جراحی های سرپایی بدون نیاز به بستری شدن انجام داد. پیش از انجام عمل با تزریق کمی دارو، بی حسی موضعی در پلک ایجاد میشود. میزان موفقیت این روش حدود ۸۰٪ بوده و تنها در مواردی مفید است که مقدار کمی از مژه ها درگیر باشند.

۳- جراحی: از این روش به ندرت و هنگامیکه اصلاح وضعیت قرار گیری پلک و یا برداشتن دائمی مژه ها نیاز باشد استفاده می شود. در صورت وجود دیستیکیاز نیز برای نواحی محدود می توان از اپیلاسیون یا الکترولیز استفاده کرد. در صورت وسیع بودن ضایعه تخریب انتخابی مژه های رشد کرده بوسیله کرایو در پشت پلک انجام می شود. در موارد خاص از جراحی بخش پشتی پلک و برداشتن قسمتی از داخل پلک که حاوی فولیکول مژه های زائد است استفاده می شود. در این حالت برای جلوگیری از ایجاد اسکار، می توان یک لایه از مخاط به محل جراحی پیوند زد.

تومور در واقع رشد غیرطبیعی هر بافت در بدن میباشد که میتواند به صورت خوش خیم (غیر سرطانی) و بدخیم (سرطانی) رخ دهد. تومورها می توانند در هر جای چشم و پلک ایجاد شده و یا از مناطق دیگر به سمت چشم گسترش یابند (متاستاز). تومورهای پلک نیز مشابه سایر انواع میتوانند خوش خیم و یا بدخیم باشند. اغلب تومورهای پلک خوش خیم بوده و با افزایش سن شیوع آنها نیز افزایش می یابد. اکثراً برداشتن آنها بدلیل زیبایی می باشد.

با وجود توضیحات فوق افتراق نوع خوش خیم از بدخیم تا قبل از نمونه برداری و تشخیص پاتولوژی مشکل خواهد بود.

تومورهای کاذب نیز گاهی بصورت نوعی از التهاب و عفونت در چشم رخ می دهند.

علل:

افزایش سن، پوست نازک و قرار گرفتن در معرض آفتاب می تواند فرد را مستعد ابتلا به تومورهای پلک کند.

علائم و نشانه ها:

ظاهر تومور ممکن است به شکل یک دانه برجسته و چربی همراه عروق کوچک بر روی آن باشد. اگر تومور درخط مژه ها رشد کند باعث ریزش مژه ها در این ناحیه خواهد شد. گاهی سطح تومور پوسته پوسته و همراه با زخم بوده که ممکن است با گل مژه اشتباه شود. انواع بدخیم تومورهای پلکی به ندرت به سایر نقاط بدن گسترده می شوند.

وجود ضایعه در روی پلک، اشک ریزی، قرمزی، پلک زدن مداوم و درد نیز می توانند از علائم تومورهای پلک باشند.

تشخیص:

تشخیص براساس معاینه چشم و نمونه برداری (بیوپسی) است.

پیشگیری و درمان:

تومور پلک باید جراحی شده و کاملاً برداشته شود. گاهی رشد تومور زیاد بوده و باید بخش وسیعی از پلک برداشته شود.بنابراین جهت نگهداری فعالیت طبیعی پلک مداخله جراحی پلاستیک و ترمیمی چشم ضروری است. اگر تومور در مراحل اولیه برداشته شود، نیاز به یک جراحی وسیع از بین رفته و پیش آگهی بهتری حاصل می شود. در اکثر موارد درمان جراحی مؤثرترین درمان است. در موارد شدید بیماری که تومور به داخل حدقه چشم گسترش یافته است نیاز به تخلیه کامل چشم و بافت های مجاور آن خواهد بود.

در بعضی موارد بر اساس نوع و اندازه تومور علاوه بر جراحی و برداشت بافت تومورال از رادیوتراپی ، کرایوتراپی و کوتریزاسیون استفاده می گردد.

عمل جراحی شامل برداشتن تومور، اطمینان از کامل برداشته شدن تومور بوسیله گزارش آسیب شناسی در روز عمل و سپس بازسازی منطقه می باشد. به همین دلیل ممکن است مراحل عمل جراحی از صبح شروع شده و بعد از ظهر خاتمه یابد.

توصیه ها:

با توجه به توضیحات فوق جداً توصیه میشود در صورت بروز هرگونه تغییر، زخم، تورم، التهاب و پوسته ریزی در پلک هر چه سریعتر با پزشک تماس گرفته شود.

 

تومورهای حدقه:

تومورهای حدقه چشم می توانند به صورت خوش خیم و یا بدخیم و به طور کلی شامل موارد زیر باشند

تومورهای عصبی: که عصب بینایی یا اعصاب دیگر را درگیر می کند.

تومورهای عروقی: معمولاً باعث بیرون زدگی چشم و یا تغییر رنگ پلک می شوند.

تومورهای غدد اشکی: باعث بزرگی غدد اشکی و افتادگی پلک در بخش خارجی و بیرون زدگی چشم می شوند.

. لنفوم: معمولاً علامت مشخص تا مراحل پیشرفته وجود ندارد.

تومورهایی که از بافت های مجاور مثل سینوسها، پلک و استخوان به چشم گسترش یافته اند.

علل:

تومورهای حدقه میتوانند در اثر اختلالات ژنتیکی به طور اولیه ایجاد گشته و یا ثانویه به بعضی از بیماریها ،تومورهای مجاور کره چشم و در نهایت توسط انتشار خونی سرطان ها در سایر نقاط بدن (مثل سرطان پستان) ایجاد شوند.

علائم و نشانه ها:

بیرون زدگی چشم از حدقه، انحراف چشم، درد، دوبینی و دوربینی، افتادگی و تغییر شکل پلکها با یا بدون وجود توده، مختل شدن بینایی، خونریزی متناوب در چشم و ضایعات خال مانند ارغوانی رنگ اطراف چشم از علائم وجود تومورهای حدقه هستند.

تشخیص:

انجام سونوگرافی، سی تی اسکن، ام.آر.آی در تشخیص کمک کننده هستند. گاهی نمونه برداری از تومور جهت تشخیص نهایی لازم است.

پیشگیری و درمان:

جهت درمان بسته به نوع تومور از روشهایی چون تزریق استروئید به داخل ضایعه، کرایوتراپی، جراحی با لیزر، رادیوتراپی، شیمی درمانی و جراحی استفاده می شود.

در مورد تومورهای مشخص که ایجاد اختلال در عملکرد چشم می کنند، برداشتن کامل تومور با تکنیک جراحی باز صورت می گیرد. تومورهایی که به بافتهای دیگر تهاجم کرده اند تحت نمونه برداری قرار گرفته و بر اساس نتایج نوع درمان مشخص میشود.

توصیه ها:

در صورت بروز هرکدام از علائم فوق بلافاصله با چشم پزشک و جراح حدقه مشورت نمائید.

تومور کاذب حدقه:

علل:

علت اصلی ایجاد تومور کاذب حدقه تا کنون مشخص نشده است. اما آنچه مشخص است التهاب و بافت التهابی در این تومور همیشه وجود دارد.

از علل دیگر ایجاد تورم در اطراف چشم می توان به بیماری های چشمی تیروئید، سارکوئیدوز ، سلولیت عفونی حدقه، التهاب عضلات اطراف چشم (میوزیت) و التهاب اسکلرا (اسکلریت) اشاره کرد.

علائم و نشانه ها:

تومورهای کاذب معمولاً دردناک هستند؛ در واقع درد یکی از خصوصیات بسیار شایع این درگیری است. علاوه بر درد، توده التهابی (تومور) ممکن است باعث بیرون زدگی چشم شده (پروپتوز) و حرکات چشم را محدود کند.

تشخیص:

همانطور که گفته شد، تومور کاذب مشخصاً با دردی پیشرونده، بیرون زدگی چشم و تورم و التهاب اطراف چشم مشخص می گردد. با استفاده از سونوگرافی و سی تی اسکن میتوان به طور واضح التهاب منتشر اطراف حدقه و دیواره کره چشم (اسکلرا) را مشاهده و بررسی کرد.

معمولاً انجام نمونه برداری (بیوپسی) از ضایعات که اصطلاحاً اربیتوتومی نامیده می شود جهت تشخیص و تفکیک تومور کاذب از سایر علل التهابی لازم است.

انجام آزمایش خون و بررسی مایع مغزی نخاعی نیز میتواند کمک کننده باشد. در موارد خاص ممکن است آزمایشات تشخیصی برای سل (توبرکلوز) یا سارکوئیدوز نیز بسته به نظر پزشک درخواست شود.

پیشگیری و درمان:

تومور کاذب حدقه به سرعت به تجویز مقادیر بالای استروئید (داروهای کورتونی) پاسخ می دهد. همین امر دلیل خوبی در اثبات تشخیص صحیح است. ولی متاسفانه با قطع درمان استروئیدی امکان بازگشت بیماری وجود دارد. متخصصین بیماری های سرطانی و تومورال چشم معمولاً با کاهش آرام مقدار داروی تجویز شده سعی می کنند عود بیماری را مهار کنند. نکته مهم این است که بیماران نباید بدون اجازه دارو را قطع کنند.

درموارد خاص شیمی درمانی و رادیوتراپی با میزان کم ممکن است التهاب ناشی از تومور کاذب را کنترل نماید.

اکثر بیماران نتیجه خوبی را از درمان با استروئید خواهند گرفت ولی باید در نظر داشت که همیشه احتمال عود بیماری وجود خواهد داشت.

در موارد عود بیماری، جراح حدقه باید از ضایعه نمونه برداری کند تا تشخیص قطعی داده شود.

توصیه ها:

بیماران مبتلا به تومور کاذب حدقه باید دائمأ توسط چشم پزشک تحت مراقبت باشند.

. در صورت احساس خراش روی قرنیه، قرمزی چشم، درد یا کاهش دید سریعا پزشک خود را در جریان قرار دهید.

این بیماری به افتادگی پلک فوقانی و باریک شدن شکاف پلکی اطلاق شده و می تواند یک یا هر دو چشم را درگیر کند. در فرم خفیف بیماری افتادگی پلک در حدی است که مردمک چشم را نمی پوشاند ولی در موارد شدیدتر افتادگی پلک منجر به پوشاندن قسمتی از مردمک شده به طوری که میدان بینایی را کاهش میدهد. پتوز هم در کودکان و هم در بزرگسالان دیده شده ولی علت آن اغلب پیری است.

علل:

بیماری می تواند در زمان تولد به دلیل عدم تکامل عضلات بالا برنده پلک و یا به همراه سایر بیماریهای مادرزادی ظاهر شود که به آن افتادگی پلک مادرزادی اطلاق می گردد. انواع اکتسابی این بیماری می تواند به دلیل اختلال در عضله بالابرنده پلک فوقانی بر اثر افزایش سن (شایع ترین علت)، اشکال در اعصاب مربوط به این عضلات و یا درگیری مکانیکی پلک بر اثر تومورها و التهابات و وارد شدن ضربه به پلک ایجاد گردد. در نوع ناشی از افزایش سن، تاندون عضلات بالابرنده پلک از محل اتصالشان بر روی پلک جدا شده و در نتیجه افتادگی پلک رخ میدهد که معمولا در سنین بالای ۵۰-۴۵ سال دیده میشود.

علائم و نشانه ها:

واضح ترین علامت پتوز افتادگی پلک است. شدت افتادگی در افراد مختلف متفاوت بوده که بسته به آن ممکن است میدان بینایی محدود گردد تا حدی که بیمار برای دیدن مجبور به خم کردن سر به عقب یا بالا کشیدن ابروها شود.

اگر فکر می کنید پتوز دارید میتوانید یکی از عکسهای جدید خود را با عکسی قدیمی مقایسه کنید تا بهتر متوجه تفاوت در پوست و موقعیت پلكتان شوید.

تشخيص:

تأخیر در بسته شدن پلک در هنگام نگاه کردن به پایین ،نازک بودن ضخامت پلک، باز شدن پلک همزمان با باز کردن دهان، همراهی پتوز با بیماریهای دیگر از جمله علائمی هستند که پزشک را در تشخیص علت ایجاد این بیماری کمک می کند.

پیشگیری و درمان:

بجز در موارد ابتلا به میاستنی گراو، درمان این بیماری ترمیم به طریق جراحی است. جراحی در اکثر موارد تحت بیحسی موضعی انجام می شود ولی گاهی بیهوشی عمومی مورد نیاز است.

اصلاح افتادگی پلک عمل بسیار ظریفی است و مدت زمان آن برای هر چشم ۴۵ دقیقه تا یک ساعت می باشد. در افتادگی پلک ناشی از افزایش سن اکثراً نیاز به عمل بلفاروپلاستی (برداشتن پوست اضافه پلک) نیز وجود دارد

در حین جراحی ممکن است از بیمار خواسته شود که برای مدت کوتاهی بنشینید تا بدین وسیله عملکرد پلک تحت جاذبه بررسی شود. چنانچه پلک در وضعیت مناسب باشد، برش ایجاد شده در پوست توسط یک بخیه کوچک غیرقابل جذب بسته میشود.

پس از انجام جراحی، پلکها ممکن است متقارن به نظر نرسیده و یا در موارد بسیار نادر حرکت پلک ممکن است از دست برود. هر گونه ناراحتی ایجاد شده بعد از عمل جراحی، خفيف و ملایم می باشد. تقریبا در تمام موارد پس از عمل جراحی چشم تا مدتی در هنگام خواب باز می ماند و در نگاه به پایین پلک بالا کاملاً پایین نمی آید. این مسأله نیاز به مراقبت ویژه پس از عمل طبق دستور جراح دارد و به تدریج از بین می رود.

توصيه ها:

- کودکانی که با پتوز متوسط یا شدید متولد می شوند باید حتماً درمان شوند زیرا محدود شدن میدان بینایی و عدم دید مناسب سبب ایجاد تنبلی چشم (آمبلیوپی) می شود. تمام کودکانی که پتوز دارند (حتی موارد خفیف) باید هرساله توسط چشم پزشک معاینه شوند. بدتر شدن پتوز در طول زمان می تواند سبب تغییر شکل چشم به دلیل رشد کودک و بزرگتر شدن چشم ها و گاهی مشکل در بینایی شود. .

- بیمار می بایست دو هفته قبل از جراحی داروهایی مثل دیکلوفناک، بروفن، آسپرین و وارفارین که شانس خونریزی حین عمل یا پس از آن را افزایش می دهند قطع نماید. میتوان از روز بعد از عمل مصرف آنها را مجدداً آغاز کرد.

- در ۱۰ تا ۲۰ درصد مواردنیاز به یک عمل روتوش جهت اصلاح نهایی موقعیت پلک می باشد. این کار تنظیمی معمولاً چند هفته تا چند ماه بعد انجام می گیرد و هدف آن تنظیم نهایی عضله در محل مناسب است.