آیلند / بیماری های

تماس با ما
بیماری
آناتومی چشم

آناتومی چشم

ساختمان چشم انسان

ساختمان چشم شبیه یك كره است در قسمت جلوی این كره یك پنجره شفاف به نام قرنیه وجود دارد نور از محیط خارج وارد قرنیه شده پس از عبور از مردمك به عدسی می رسد عدسی نور را به صورت دقیق روی شبكیه متمركز می كند تا تصویر واضحی بر روی شبكیه ایجاد شود.

برای آنكه اشیاء به صورت دقیق و واضح دیده شوند لازم است مسیری كه نور در چشم طی می كند شفاف باشد و قرنیه و عدسی نور را درست روی شبكیه متمركز كنند.

كار اصلی چشم آن است كه نورهایی را كه از خارج دریافت می كند طوری روی پرده شبكیه متمركز كند كه تصویر دقیقی از شیء مورد نظر روی پرده شبكیه ایجاد شود. شبكیه این تصاویر را به صورت پیام های عصبی به مغز ارسال می كند و این پیام ها در مغز تفسیر می شوند. بنابراین برای واضح دیدن، قبل از هرچیز لازم است كه نور به طور دقیق روی پرده شبكیه متمركز شود.

در این بخش به بررسی اعضای مهم چشم می پردازیم.

با ما همراه باشید.

وقتی جسم نوك تیزی به چشم ما نزدیك می شود ما بی اختیار پلك ها را می بندیم. پلك ها در حقیقت ساختمان متمایزی از جنس پوست و عضلات زیر پوستی هستند كه وظیفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل یك صافی از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگیری می كنند. خود پلك ها دو وظیفه مهم دارند. اول آنكه مثل یك دیوار دفاعی جلوی قسمت عمده ای از كره چشم را می گیرند و از كره چشم محافظت می كنند، دوم آنكه پلك ها هر ۵ تا ۱۰ ثانیه یك بار باز و بسته می شوند كه این امر به شسته شدن میكروب ها و ذرات خارجی از سطح چشم كمك می كنند و در حقیقت سطح چشم را جارو می كند. به علاوه باز و بسته شدن پلك ها به توزیع یكنواخت اشك بر روی كره چشم كمك می كند.

ملتحمه یك لایه شفاف محافظ است كه سطح داخلی پلك ها و روی سفیدی كره چشم را می پوشاند. در ملتحمه رگ های خونی و گلبول های سفید به مقدار زیادی وجود دارد. این رگ ها و سلول های دفاعی تا حد زیادی از ورود میكروب ها و عوامل بیماری زا به قسمت های عمقی چشم جلوگیری می كند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه می دارد كه این امر باعث آسان تر شدن حركات چشم در جهات مختلف می شود.

قرنیه قسمت شفاف جلوی كره چشم است كه از پشت آن ساختمان های داخلی تر كره چشم مثل عنبیه و مردمك دیده می شود. قرنیه چشم را می توان به شیشه پنجره تشبیه كرد. همانطور كه اگر شیشه پنجره كثیف باشد اشیاء بیرون تار دیده می شوند، اگر بر روی قرنیه لكه یا كدورتی وجود داشته باشد فرد اشیاء را تار می بیند. به علاوه همانطور كه از پشت یك شیشه موجدار یا مشجر اشیاء كج و ناصاف دیده می شوند،در صورتی كه سطح قرنیه ناهموار باشد اشیاء ناصاف و تار دیده می شوند.

ساختمان كروی چشم باعث می شود كه قرنیه مثل یك ذره بین عمل كند و نورهایی را كه از محیط خارج وارد كره چشم می شوند به صورت پرتوهای همگرا درآورد كه تصویر واضحی روی شبكیه ایجاد كنند. البته در همه افراد این امر به صورت دقیق اتفاق نمی افتد. مثلاً اگر انحنای قرنیه شخصی بیشتر از حد طبیعی باشد تصاویر به جای آنكه روی پرده شبكیه بیفتد در جلوی پرده شبكیه تشكیل می شود. چنین فردی نزدیك بین (میوپ) است. همچنین اگر انحنای قرنیه فرد دیگری كمتر از حد طبیعی باشد تصاویر به جای آنكه روی پرده شبكیه بیفتند در پشت آن تشكیل می شوند. چنین فردی دوربین (هیپروپ) است. به طوری كه می بینیم قرنیه نقش مهمی در تعیین دوربینی یا نزدیك بینی یا شماره چشم افراد دارد. به همین علت اكثر روش های جراحی برای اصلاح دید و شماره عینك روی این بخش از چشم انجام می گیرد.

قرنیه از سه لایه اصلی تشکیل شده که به ترتیب از سطح خارجی به عمق شامل اپیتلیوم، استروما و اندوتلیوم می‌باشند.
اعمال جراحی لیزیک و یا لیزر برای تصحیح شماره عینک بروی این قسمت انجام می‌گیرد. با انجام این گونه اعمال جراحی، انحنای قرنیه تغییر و شماره چشم اصلاح می‌گردد.
عمل پیوند قرنیه در بیماری‌هایی مانند عفونت‌ها ودیستروفی‌ها که سبب کدورت قرنیه و بیماری قوز قرنیه که سبب نامنظمی سطح قرنیه می‌گردند، روی این ناحیه از چشم انجام می‌گیرد. در این نوع عمل جراحی، قرنیه بیمار با یک قرنیه سالم از چشم انسانی دیگر که فوت کرده تعویض می گردد. عمل پیوند قرنیه شایع‌ترین و موفق‌ترین پیوند اعضاء در بدن انسان محسوب می‌شود.

عنبیه بخش رنگی پشت قرنیه است كه رنگ چشم افراد را تعیین می كند. رنگ این بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبی و سبز تا عسلی و قهوه ای و غیره. در وسط عنبیه سوراخی به نام مردمك وجود دارد كه مقدار نور وارد شده به چشم را تنظیم می كند. كار مردمك مثل دیافراگم دوربین عکاسی است که نور ورودی را كم و زیاد می كند. همانطور كه وقتی نور خارج شدید و زیاد باشد دیافراگم را تنگ می کنیم تا تصویر بهتری دریافت شود، وقتی چشم در محیط پر نور قرار می گیرد مردمك تنگ می شود تا مقدار نور كمتری وارد چشم شود. به همین صورت وقتی چشم در محیط كم نور قرار می گیرد مردمك گشاد می شود تا نور بیشتری وارد چشم شود.

اتاق قدامی فضای كوچكی است كه بین قرنیه و عنبیه قرار دارد. در این فضا مایعی به نام زلالیه جریان دارد كه به شستشو و تغذیه بافت های داخل چشم كمك می كند. همانطور كه در یك استخر برای پاك ماندن استخر مرتباً مقداری آب خارج می شود و به جای آن آب تصفیه شده وارد می شود، در چشم هم مرتباً مقداری از مایع زلالیه خارج می شود و مایع زلالیه جدیدی كه در چشم تولید شده است جایگزین آن می شود. اگر به هر دلیلی تعادل بین تولید و خروج این مایع به هم بخورد مقدار مایع زلالیه در چشم افزایش پیدا می كند و فشار داخل كره چشم از حد طبیعی بیشتر می شود. بالا رفتن فشار چشم به پرده شبكیه و عصب بینایی آسیب می زند و باعث بیماری آب سیاه یا گلوكوم می شود.

عدسی یك ساختمان شفاف در پشت عنبیه است كه در متمركز كردن دقیق پرتوهای نور بر روی شبكیه به قرنیه كمك می كند. ضخامت عدسی چشم در شرایط مختلف تغییر می كند و بسته به آنكه شیء مورد نظر در چه فاصله ای از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسی كم و زیاد می شود. بنابراین فرد می تواند اشیاء را در فواصل مختلف (از بی نهایت تا حدود ۲۰ سانتی متری و گاهی نزدیك تر) به طور واضح ببیند. هرچه سن افراد بیشتر می شود قدرت تغییر شكل عدسی كمتر می شود به طوری كه در حدود سن ۴۰ سالگی قدرت تغییر شكل عدسی آنقدر كم می شود كه اكثر افراد برای دیدن اشیاء نزدیك و انجام كارهایی مثل مطالعه و خیاطی به عینك كمكی برای دید نزدیك (عینك مطالعه) نیاز پیدا می كنند. این همان حالتی است كه به آن پیر چشمی گفته می شود.

با گذشت سن علاوه بر آنكه قدرت تغییر شكل عدسی كم می شود میزان شفافیت عدسی هم كم می شود. گاهی كدورت عدسی آنقدر زیاد می شود كه مانند پرده ای دید فرد را تار می كند. این كدورت عدسی را اصطلاحاً آب مروارید یا كاتاراكت می گویند.

زجاجیه مایع ژله مانند شفافی است كه داخل كره چشم را پر می كند و به آن شكل می دهد. زجاجیه از پشت عدسی تا روی پرده شبكیه قرار دارد. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجیه تغییر می كند و در بعضی جاها حالت آبكی پیدا می كند. در این حال بعضی قسمت های زجاجیه شفافیت خود را از دست می دهد و سایه ای روی پرده شبكیه می اندازد كه فرد آن را به صورت اجسام شناور كوچكی می بیند كه مثل مگس در میدان بینایی بالا و پایین می روند. این حالت اصطلاحاً مگس پران گفته می شود.

شبكیه یك پرده نازك حساس به نور (شبیه فیلم عكاسی) است كه در عقب كره چشم قرار دارد. پرتوهای نوری كه به شبكیه برخورد می كنند به پیام های عصبی تبدیل می شوند كه از طریق عصب بینایی به مغز منتقل می شوند و در مغز تفسیر می شوند.

در شبكیه انسان انواع مختلفی از سلول های گیرنده نوری وجود دارد كه میزان حساسیت آن ها به نور متفاوت است. گیرنده های نوری استوانه ای بیشتر برای دید در محیط های تاریك به كار می روند. گیرنده های مخروطی برای تشخیص رنگ و جزئیات ظریف تمایز یافته اند. ترتیب قرار گیری این سلول ها در شبكیه طوری است كه در ناحیه مركزی شبكیه (ماكولا یا لکه زرد) تعداد گیرنده های مخروطی بیشتر است. بنابراین وقتی فردی به صورت مستقیم به شیئی نگاه می كند تصویر آن شیء مستقیماً روی ماكولا در جایی می افتد كه تعداد سلول های مخروطی بیشتر است و در نتیجه شیء با وضوح بیشتری مشاهده می شود.

مرکز بینایی یا ماکولا ناحیه‌ای از مرکز شبکیه است که حدود ۵/۱ میلی‌متر قطر دارد و بیش‌ترین میزان حدت بینایی در این قسمت از شبکیه متمرکز می‌باشد. در صورت آسیب این ناحیه، بینایی می‌تواند تا بیش از ۹۰ درصد کاهش یابد. بیماری دژنرسانس ماکولا (به زبان عامیانه پوسیدگی مرکز بینایی) که در بعضی از افراد در سنین بالا پیش می‌آید و سبب کاهش متوسط تا شدید بینایی می‌گردد، در این ناحیه اتفاق می‌افتد. 

مشیمیه پرده نازك سیاه رنگی است كه دور شبكیه را احاطه كرده است. این پرده تعداد زیادی رگ های خونی دارد كه مواد غذایی را به بخش هایی از شبكیه می رساند. به علاوه سلول های این لایه حاوی تعداد زیادی رنگ دانه سیاه ملانین است كه رنگ سیاهی به این بخش از چشم می دهد. وجود رنگ سیاه مانع از انعكاس نورهای اضافی در داخل كره چشم می شود و به تشكیل تصویر واضحتر كمك می كند.

صلبیه بخش سفید رنگ نسبتاً محكمی است كه دورتا دور كره چشم به جز قرنیه را می پوشاند و از ساختمان های داخل كره چشم محافظت می كند. این بخش از چشم اثر مستقیمی در فرایند بینایی ندارد و در واقع مثل یك اسكلت خارجی از كره چشم محافظت می كند.

عصب بینایی كه رابط كره چشم و مغز می باشد از عقب كره چشم خارج می شود و از طریق سوراخی در استخوان پروانه ای جمجمه به مغز می رسد. این عصب پیام های بینایی را به مغز ارسال می كند و این پیام ها در مغز تفسیر می شوند. بیماری‌هایی مانند مولتیپل اسکلروزیس یا همان MS می‌تواند آسیب‌هایی را در مسیر عصب بینایی ایجاد و سبب کاهش بینایی گردد. سمومی مانند الکل متیلیک (الکل چوب) سبب آسیب دایمی عصب بینایی و خشک شدن (آتروفی) عصب بینایی می‌گردد و نابینایی غیر قابل درمان ایجاد نماید.

برای آنكه ما بتوانیم اشیاء را در جهات مختلف ببینیم لازم است بتوانیم چشم را در جهات مختلف بالا، پایین، چپ و راست بچرخانیم. حركات كره چشم در هر چشم به وسیله ۶ عضله كوچك كه به اطراف كره چشم می چسبد كنترل می شود. بیماری این عضلات و یا عدم هماهنگی آن ها می تواند به انحراف چشم یا لوچی منجر شود.